معلم
..

* در هر ملت چراغی است که به عموم افراد نور می دهد و آن معلم است . " ویکتور هوگو " ___ * آدم دانا هر قدمی که بردارد جای قدم دیگرش نمایان و روشن خواهد شد . " حجازی " ___ * از پرتو اندیشه ، تیرگی های امور روشن می شود . " حضرت علی (ع) " ___ * آن چه سبب امنیت روح می شود ، ایمان است . " گارودی " ___ * راز موفقیت این است ، هدفی را بی وقفه دنبال کنید . " آنا پاولوفا " ___ * راز موفقیت آن است که شغل را جزو تفریحات خود قرار دهید . " مارک تواین " ___ * لذتی که از علم و دانش حاصل می شود ، بالاترین لذت هاست . " اسمایلز " ___ * سرنوشت خود را با افکارتان تعیین کنید . " کارلایل " ___ * دانش گنجینه ای ارزشمند بوده و کلیدش عمل می باشد . " توماس فولر " ___ * ارزش هر کس به اندازه ی میزان فضل و دانش اوست . " حضرت علی (ع) " ___ * هر اندیشه ی زیبایی به چهره ی انسان زیبایی می بخشد . " روسکین " ___ * مرا بر داشتن نیت شایسته ، گفتار پسندیده و کار درخور تحسین یاری کن . " امام سجاد (ع) " ___ * امید برای انسان مثل بال برای فرشتگان است . " ویکتور هوگو " ___ * از دست دادن امیدی پوچ و آرزویی محال ، خود موفقیت و پیشرفت بزرگی است . " شکسپیر "

نگارش در تاريخ ۱۳ خرداد ۱۳۸٩ توسط شاهدخت ارشدی

به یاد آر چشمانی را که بر تو نگران بودند ؛

به یاد آر دستانی را که شب ها با نوازش های خود دردهای تو را تسکین می دادند ؛

به یاد آر دلی را که به خاطر تو زخم ها خورده است ؛

آن هنگام زانو بر زمین بگذار و موهبت مادر را سپاس دار .

من از تناور فضلت جوانه می گیرم     به طوف کعبه عشق تو خانه می گیرم
ورق ورق زتو پیغام یار می خوانم       سبق سبق همه راعاشقانه می گیرم
ز لمعه لمعه فیضت حماسه میسازم        ز شعله شعله شمعت زبانه میگیرم
ز بحر معرفتت ای رسول درگه عشق      گهر گهر همه دهر یگانه می گیرم
مسیر خانه ی ایمان و خط قرآن را       زحرف حرف کلامت نشانه می گیرم
بمان کنار من ای مطلع فروغ امید         که بی طلیعه مهرت بهانه می گیرم

منبع : مجله ی زن روز ٬ شماره ی 2132 ٬ اثر فرزانه یاورزاده .

نگارش در تاريخ ٢ خرداد ۱۳۸٩ توسط شاهدخت ارشدی

 

حضرت امام جعفر صادق (ع) میفرمایند :

* هنگامیکه روز قیامت شود ، خداوند تمام انسان ها را جمع می کند وچون ترازوی اعمال نهاده شد ، خون شهیدان را با مرکب قلم عالمان و معلمان بسنجند ، ارزش مرکب آنان بر خون شهیدان فزونی خواهد داشت . « این ارزش بدان جهت است که شهیدان »

حضرت امام سجاد (ع) می فرمایند :

* حق معلم بر تو آن است که همواره ، با دیده ی تعظیم و تکریم بر او بنگری ، مجلس او را گرامی بداری و به سخنانش با دقت گوش دهی ، رو به جانب او بنشینی و صدایت را در حضورش بلند نکنی .

*  حضرت سجاد (ع) در فرمایشات خود سفارش بسیاری در حفظ حقوق معلم از سوی شاگردان دارند و می فرماید: حق کسی که عهده دار تعلیم توست آن است که او را بزرگ شماری و مجلس او را سنگین بداری و نیکو به وی گوش فرا دهی و روی خود را بر او کنی و با او بلند سخن نگویی و کسی را که از او چیزی می پرسد، تو پاسخ ندهی و بگذاری که خود او پاسخ گو باشد و در مجلس او با هیچ کس به صحبت ننشینی و در محضر او بدگویی از کسی نکنی و اگر از او در نزد تو بدگویی شد، از او دفاع کنی و عیب پوشش باشی و فضایل و مناقب او را آشکار کنی و با دشمنش همنشینی نکنی و با دوستش دشمنی نورزی؛ پس چون چنین کردی، فرشتگان خدای تعالی به سود تو گواهی خواهند داد که مقصد و مقصود تو از او و فرا گرفتن دانش او فقط برای خدا بوده نه به خاطر مردم .

حضرت امام خمینی (ره) :

* مقام معلم مقام والایی است ؛ مقامی است که بالاتر از مقام معلم نیست ؛ مقامی است که خداوند تبارک و تعالی از آن تعظیم فرموده است .

* معلمان خیلی مقام بزرگ دارند و خیلی مسئولیت بزرگ . اگر معلمان ما کوتاهی کنند در تعلیم ، مسئول هستند . معلمین هستند که می توانند مملکت را حفظ کنند .

* نقش معلم در جامعه، نقش انبیاست؛ انبیا هم معلم بشر هستند. تمام ملت باید معلم باشند؛ فرزندان اسلام تمام افرادش معلم باید باشند و تمام افرادش متعلم.

رهبر معظم انقلاب اسلامی،حضرت آیت الله العظمی خامنه ای ( مدظله العالی ):

* نگاه به معلم باید همان نگاه اسلامی باشد که در آن ، متعلم در مقابل معلم در اوج ادب ، سپاس گزاری و خضوع قرار دارد .

* در منطق اسلامی ، مسئله ی تعلیم و تربیت به معنای زندگی بخشیدن به فرد و جامعه است .

* نقش معلمان هنرمند و جهادگر و دلسوز در پیشرفت و تعالی جامعه ، از تبدیل خاک به طلا نیز ارزشمندتر است .

* دست توانای معلم است که چشم انداز آینده ما را ترسیم می کند. اگر می بینید که امیرمؤمنان، مولای متقیان علی (ع) می فرماید: من علمنی حرفاً فقد صیرنی عبداً؛   هرکس چیزی به من بیاموزد، مرا غلام خویش کرده است. این بیان برای ما درس است تا معلمان، قدر  خود را بدانند و تشخیص دهند که چقدر، وجود آنها در سرنوشت یک ملت مؤثر است.

استاد شهید مرتضی  مطهری:

* معلم باید نیروی فکری متعلم را پرورش دهد و او را به سوی استقلال رهنمون شود. باید قوه ابتکار او را زنده کند؛ یعنی در واقع، کار معلم آتش گیره دادن است. فرق است میان تنوری که شما بخواهید آتش از بیرون بیاورید و در آن بریزید تا آن را داغ کنید و تنوری که در آن هیزم و چوب جمع است و شما فقط آتش گیره از خارج می آورید و آن قدر زیر این چوب ها و هیزم ها قرار می دهید که اینها کم کم مشتعل شود.

        

نگارش در تاريخ ٢ خرداد ۱۳۸٩ توسط شاهدخت ارشدی

    

شرح مختصر زندگانی مولف و معلم شهید استاد مطهری.

امام خمینی (ره) بعد از شهادت این معلم مجاهد فرمودند:

فرزند عزیزی که پاره ی تنم بود ، از دست دادم .

استاد شهید آیت الله مطهری در 13 بهمن 1298 هجری شمسی در فریمان  واقع در 75 کیلومتری شهر مقدس مشهد در یک خانواده اصیل روحانی چشم به جهان می گشاید. پس از طی دوران طفولیت به مکتبخانه رفته و به فراگیری دروس ابتدایی
می پردازد. در سن دوازده سالگی به حوزه علمیه مشهد عزیمت نموده و به تحصیل مقدمات علوم اسلامی اشتغال می ورزد. در سال 1316 علیرغم مبارزه شدید رضاخان با روحانیت و علیرغم مخالفت دوستان و نزدیکان، برای تکمیل تحصیلات خود عازم حوزه علمیه قم می شود در حالی که به تازگی موسس گرانقدر آن آیت الله العظمی حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی دیده از جهان فروبسته و ریاست حوزه را سه تن از مدرسان بزرگ آن آیات عظام سید محمد حجت، سید صدرالدین صدر و سید محمد تقی خوانساری به عهد گرفته اند.
در دوره اقامت پانزده ساله خود در قم از محضر مرحوم آیت الله العظمی بروجردی (در فقه و اصول) و حضرت امام خمینی ( به مدت 12 سال در فلسفه ملاصدرا و عرفان و اخلاق و اصول) و مرحوم علامه سید محمد حسین طباطبائی (در فلسفه : الهیات شفای بوعلی و دروس دیگر) بهره می گیرد. قبل از هجرت آیت الله العظمی بروجردی به قم نیز استاد شهید گاهی به بروجرد می رفته و از محضر ایشان استفاده می کرده است. مولف شهید مدتی نیز از محضر مرحوم آیت الله حاج میرزا علی آقا شیرازی در اخلاق و عرفان بهره های معنوی فراوان برده است.

بقیه ی مطالب مربوط به زندگی نامه ی استاد را در بخش ادامه ی مطلب دنبال کنید .

* جهت اطلاع از نحوه ی شهادت استاد و آشنایی با گروه فرقان که عامل این فاجعه بودند  اینجا  کلیک کنید .

* اگر مایلید اطلاعاتی در زمینه ی مبارزات سیاسی ، آرمانها ، علایق و نقش استاد در تکوین انقلاب اسلامی کسب کنید  اینجا  کلیک کنید .

* برای دسترسی به  آثار استاد از جمله کتابها ، سخنرانی ها و دست نوشته ها ،  اینجا  کلیک کنید .

* عکس های استاد را میتوانید  اینجا  ببینید .


ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ ۱ خرداد ۱۳۸٩ توسط شاهدخت ارشدی

    

هشت‌ ویژگی‌ آثار استاد مرتضی مطهری

‌1 - آسان‌ نویسی‌ مطالب‌ دشوار

استاد با هنر آسان‌ نویسی ، دشوارترین‌ مطالب‌ حکمی‌ و فلسفی‌ را با تقریری‌ روشن ، روان ، گویا و به‌ نحوی‌ سهل‌ و شیوا پیش‌ روی‌ خواننده‌ قرار می‌دهد . ‌همه‌ تألیفات‌ استاد از این‌ خصیصه‌ برخوردارند .

2 - حل‌ مشکلات‌ و پاسخگویی‌ به‌ سؤ‌الات‌
یکی‌ دیگر از ویژگیهای‌ آثار استاد جهت‌گیری‌ آنها در حل‌ مشکلات‌ و گره‌ گشایی‌ در زمینه‌ مسائل‌ اسلامی‌ است . این‌ ویژگی‌ در تمامی‌ آثار ایشان‌ به‌ چشم‌ می‌خورد . پاسخ‌ گویی‌ به‌ معضلات‌ و مسائل‌ مربوط‌ به‌ اندیشه‌ اسلامی‌ عمده‌ترین‌ دغدغه‌ی‌ استاد در طرح‌ مباحث‌ است‌ .

3 - ‌ بررسی‌ مسائل‌ ضروری‌
استاد علاوه‌ بر عطف‌ توجه‌ به‌ مشکلات، دغدغه‌ی‌ طرح‌ مسائل‌ ضروری‌ را نیز داشت . ایشان‌ در تمام‌ آثار خود به‌ بررسی‌ مسائل‌ عصر خویش‌ پرداخته‌ و جز به‌ ضرورت‌ کتاب‌ یا مقاله‌ ننوشته‌ است . پرداختن‌ به‌ امور ضروری‌ منوط‌ به‌ ارزیابی‌ مسائل ، قبل‌ از طرح‌ آنها است . ‌استاد ، در این‌ خصوص‌ صرفاً‌ به‌ بیان‌ درد و یادآوری‌ معضل‌ بسنده‌ نمی‌کند ، بلکه‌ با تحلیل‌ از علل‌ و عوامل‌ بروز این‌ وضعیت‌ در عرصه‌ی‌ تحقیقات‌ به‌ ارائه‌ی‌ راه‌ حل‌ نیز می‌پردازد.

4 - ‌ مفید بودن‌ و سودمندی‌
آثار استاد مفید و سودمند است‌ و خواننده‌ در هر سطحی‌ که‌ باشد از آن‌ بهره‌ می‌گیرد . تألیف‌ کتابهایی‌ همچون‌ داستان‌ راستان‌ که‌ نگارش‌ آن‌ چندان‌ نیازمند دقت‌ فلسفی‌ و جامعیت‌ علمی‌ نیست‌ تنها به‌ دلیل‌ مفید بودن ، نوشته‌ شده‌ است‌ و مذاکره‌ ایشان‌ با بعضی‌ از دوستانشان‌ در این‌ زمینه‌ به‌ توجه‌ فوق‌العاده‌ استاد به‌ این‌ مطلب‌ دلالت‌ دارد .

5 - ‌ پاسخ‌ به‌ انتقادها
استاد در پاسخگویی‌ به‌ معترضان‌ و معاندان‌ به‌ اسلام‌ و قرآن‌ حساس‌ و هوشمند بود و بعضی‌ از آثار ارزشمند ایشان‌ در پاسخگویی‌ به‌ انتقادهای‌ مخالفان‌ تألیف‌ شده‌ است . ضرورت‌ پاسخگویی‌ به‌ انتقادهایی‌ که‌ به‌ اسلام‌ و قرآن‌ وارد شده ، در نظر ایشان‌ چنان‌ بود که‌ حتی‌ از انتشار پاسخهای‌ کوبنده‌ خود در مجلاتی‌ مانند « زن‌ روز » آن‌ روزگار پروایی‌ نداشت . در حالی‌ که‌ بعضی‌ از دوستانشان‌ این‌ عمل‌ را دون‌ شأن‌ استاد می‌دانستند .

6 - ‌ بی‌طرفی‌ در تحقیق‌
ایشان‌ تفکر و شک‌ و تردید روا داشتن‌ در اصول‌ و مبانی‌ و عقاید را حق‌ مسلم‌ مردم‌ عصر ما می‌دانستند و نه‌ تنها گریز از پرسشگران‌ و سؤ‌الاتشان‌ نداشتند ، بلکه‌ همواره‌ با گشاده‌ رویی‌ و استقبال‌ به‌ مطالب‌ دیگران‌ توجه‌ کرده‌ و آنها را مورد بررسی‌ قرار می‌دادند . ‌روحیه‌ محققانه‌ و عدم‌ گریز از آرأ و عقاید دیگران‌ از خصایص‌ دانشمندان‌ والامقامی‌ است‌ که‌ در مراحل‌ یقین‌ سیر می‌کنند . برهان‌ استوار و علم‌ سرشار عالم ، او را از پرخاش‌ و جنجال‌ و تعصب‌ و فریاد بی‌نیاز می‌سازد .

7 - ‌ معرفی‌ بدعتها و تحریفها
یکی‌ از مسئولیتهای‌ سنگین‌ دانشمند مسلمان ، هوشیاری‌ او در مبارزه‌ با بدعتها و تحریفها است‌ به‌ گونه‌ای‌ که‌ اگر به‌ این‌ وظیفه‌ خطیر عمل‌ نکند به‌ لعن‌ و نفرین‌ الهی‌ گرفتار خواهد شد . ‌آثار استاد مشحون‌ از معرفی‌ بدعتها و تحریفها است .

8 - ‌ لحن‌ مشفقانه‌
لحن‌ مشفقانه‌ و عبارات‌ متین‌ و رعایت‌ نزاکت‌ و ادب‌ و تواضع‌ در همه‌ آثار استاد چشمگیر است . استاد این‌ ویژگی‌ را از آیات‌ قرآن‌ کریم‌ و سیره‌ پیامبر اکرم‌ (ص) آموخته‌اند . ‌در دهها جلد کتاب‌ از ایشان‌ حتی‌ یک‌ مورد هم‌ نمی‌توان‌ یافت‌ که‌ لحن‌ مشفقانه‌ و پدرانه‌ نداشته‌ باشد . کلام‌ ایشان‌ با برادران‌ اهل‌ سنت‌ و اهل‌ کتاب‌ و حتی‌ مادیون‌ و ماتریالیستها نیز مشفقانه‌ است . حتی‌ با قاتلان‌ خود، اعضای‌ گروه‌ فرقان ، ملایم‌ و پدرانه‌ و با احترام‌ سخن‌ می‌گوید . گر چه‌ انحرافات‌ فکری‌ و عقیدتی‌ آنها، روان‌ استاد را می‌آزرد . ‌اما افسوس‌ که‌ این‌ لحن‌ مشفقانه‌ و پدرانه‌ و ادب‌ و تواضع‌ کم‌ نظیر و منطق‌ پولادین‌ استاد را گروههای‌ منحرف ،
فهم‌ نکردند و مغز نادره‌ دوران‌ و فریده‌ زمان‌ را هدف‌ قرار دادند ، غافل‌ از آنکه‌ آثار و تألیفات‌ این‌ دانشمند فرزانه ، مانند مشعلی‌ فروزان ، همواره‌ فراروی‌ حق‌ جویان‌ و حق‌ پویان‌ خواهد درخشید .

و لیس‌ بمیت‌ عند اهل‌ النهی‌من‌ کان‌ هذا بعض‌ آثاره‌ 

منبع اطلاعات : کانون ایرانی پژوهشگران فلسفه و حکمت .

* _ شما می توانید متن کامل این مقاله را در سایت کانون ایرانی پژوهشگران فلسفه وحکمت جستجوکرده ویا اینجا کلیک کنید .

 

نگارش در تاريخ ۱ خرداد ۱۳۸٩ توسط شاهدخت ارشدی

      

سخنانی ارزشمند از امامان معصوم و دانشمندان در توصیف ارزش علم

* از پرتو اندیشه ، تیرگی های امور روشن می شود . " حضرت علی (ع) "

* ارزش هر کس به اندازه ی میزان فضل و دانش اوست . " حضرت علی (ع) "

* مرا بر داشتن نیت شایسته،گفتار پسندیده و کار درخور تحسین یاری کن . " امام سجاد (ع) "

* اگر صمیمانه هم تلاش کرده باشید ، شکست اسباب خجالت نیست . " حضرت زهرا (س) "

* زندگی عبارت است از فکر صحیح ، عمل و کار و کوشش صحیح . " امام حسین (ع) "

* در هر ملت چراغی است که به عموم افراد نور می دهد و آن معلم است . " ویکتور هوگو "

* آدم دانا هر قدمی که بردارد جای قدم  دیگرش نمایان و روشن خواهد شد . " حجازی "

* راز موفقیت این است ، هدفی را بی وقفه دنبال کنید . " آنا پاولوفا "

* راز موفقیت آن است که شغل را جزو تفریحات خود قرار دهید . " مارک تواین "

* لذتی که از علم و دانش حاصل می شود ، بالاترین لذت هاست . " اسمایلز "

* سرنوشت خود را با افکارتان تعیین کنید . " کارلایل "

* دانش گنجینه ای ارزشمند بوده و کلیدش عمل می باشد . " توماس فولر  "

* تدبیر ، متانت ، محبت و گذشت می تواند دشمن را دوست گرداند . " نیچه "

*  هر اندیشه ی زیبایی به چهره ی انسان زیبایی می بخشد . " روسکین "

*  از دست دادن امیدی پوچ و آرزویی محال ، خود موفقیت و پیشرفت بزرگی است . " شکسپیر "

* فقط به پیروزی فکر نکن ، به راه رسیدن به آن فکر کن . " آلفرد نوبل "

* تنها آرزو کردن شرط نیست ، تلاش برای تحقق آن هم شرط است . " کریستین آندرسن "

* این افکار آدمی است که زندگی او را می سازد . " مارک اورل "

* در مسیر زندگی فقط کسانی موفق می شوند که درست تصمیم می گیرند . " ماتسوشیتا "

* نبوغ چیزی نیست مگر استعداد فراوان در صبر و شکیبایی . " بوفون "

* لذتی که از علم و دانش حاصل میشود ، بالاترین لذت هاست . " اسمایلز "

* هدف هایتان را با رفتارتان متناسب کنید . " دکتر اسپنسر جانسون "

                  

نگارش در تاريخ ۱ خرداد ۱۳۸٩ توسط شاهدخت ارشدی

بازسازی دنیا

 

پدر روزنامه می خواند ، اما پسر کوچکش مدام مزاحمش می شد .

حوصله ی پدر سر رفت و صفحه ای از روزنامه را که نقشه ی جهان را نمایش می داد ، جدا و قطعه قطعه کرد و به پسرش داد : " بیا ! کاری برایت دارم . یک نقشه ی دنیا ( پازل ) به تو می دهم ، ببینم می توانی آن را دقیقا همان طور که هست بچینی ؟ "

و دوباره سراغ روزنامه اش رفت . می دانست پسرش تمام روز گرفتار این کار است . اما یک ربع ساعت بعد ، پسرک با نقشه ی کامل برگشت . پدر با تعجب پرسید : مادرت به تو جغرافی یاد داده ؟

پسر جواب داد :

" جغرافی دیگر چیست؟ پشت این صفحه تصویری از یک آدم بود.وقتی توانستم آن آدم را دوباره بسازم،دنیا را هم دوباره ساختم."

 

نکات ارزشمند :

1–حل مسئله : در حل مسئله باید به ابعاد مختلف مسئله توجه کرد .

2 –رویکرد سیستمی: حل یک مسئله به روش غیر مستقیم است . حل یک مسئله ساده تر ، ممکن است منجر به حل یک مسئله ی پیچیده تر شود .

 

 

منبع : کوئیلو ، پائولو(1383) پدران، فرزندان ، نوه ها ، ترجمه ی آرش حجازی ، چاپ پنجم ، تهران : کاروان .

نگارش در تاريخ ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸٩ توسط شاهدخت ارشدی

شیوه های تدریس معلم نمونه

 

آنان که دستی در تعلیم و تربیت دارند و عمری را در این راه گذرانده اند ٬ نیک می دانند که تدریس و آموزش چه هنر ظریف و دشواری است . موفقیت در تدریس در گرو ده ها عامل است که داشتن معلومات و اطلاعات کافی ٬ تنها یکی از آنها به حساب می آید .

استاد مطهری در تدریس به راستی هنرمندی تمام عیار بود ٬ از آن سنخ اساتیدی که درسشان زمزمه ی محبت است و شاگرد را هر چند ناخلف ٬ جمعه نیز به حوزه ی درس وبحث می کشاند . استاد در مدت بیست و چهار سالی که در دانشگاه تدریس داشتند ٬ دانشگاه را سنگر علمی می دانستند و برای آن احترام زیادی قائل بودند . بارها به دانشجویان می گفتند : " دانشگاه به منزله ی مسجد است . سعی کنید بدون وضو وارد دانشگاه نشوید . "

روش های استاد در اداره ی کلاس و تدریس بی تردید الگویی است برای داشتن کلاسی موفق و در نتیجه آموزش و پرورشی موفق .

1 – تفکیک مفاهیم در ابتدای کلاس : استاد تدریس مرتب و منظمی داشت . در آغاز درس ٬ مقدمات را به خوبی توضیح می داد . و مشخص می کرد که مطلب مبتنی بر چه مقدماتی است . تا در ذهن شنونده در هم آمیختگی فکری ایجاد نشود .

2 – استفاده از زبان و بیان جذاب : یکی از تفاوتهایی که استاد مطهری با برخی اساتید دیگر داشت ٬ این بود که استاد ٬ با مطلب دانشجو را جذب می کرد و دیگران با بیان . البته بیان مهم است اما اگر فقط بیان باشد زود می گذرد . به عبارت دیگر اگر بیان بدون مطلب باشد ٬ سرگرمی ای بیش نیست . اما اگر جان انسان مسئله را لمس کند ٬ دیگر کهنه شدنی نیست . استاد به گونه ای عمل می کردند که فرد در هنگام خروج از جلسه ی درس استاد ٬ از درون حالت ابتهاج داشت و همواره به یادش می ماند .

3 – طرح مباحثی که مفید است : دانشجویان و شاگردان استاد کمتر دچار این سؤال می شدند که : این حرفها به چه درد می خورد ؟ و این به دلیل آن بود که درس ایشان برخاسته از درد ایشان بود .

4 – تدریس متناسب با سطح شاگردان : استاد در هر کلاس استعداد و بنیه ی مستمعین را در نظر می گرفت . برای مثال کلاس های تفسیر قرآن ایشان با سطح کلاس های خصوصی ایشان در منزل ٬ و سطح هر دوی اینها ٬ با سطح کلاس های دانشگاه متفاوت بود . معمولا در کلاس عمومی تر ایشان از مثلها ٬ حکایات و داستان های شیرین برای رفع خستگی مستمعین استفاده می کرد و در کلاس های خصوصی تر به ندرت .

5 – ساده نویسی و ساده گویی : استاد سخت معتقد بود که باید به ‹‹ زبان زمان ›› کتاب نوشت . او به زبان مردم سخن می گفت ٬ گر چه ژل ارتباط بین حوزه و دانشگاه بود اما زبان هر دو را به خوبی می شناخت . زبان شهید مطهری نه برای دانشجو بیگانه و غریب بود و نه برای طلبه ی علوم قدیمی .

6 – ایجاد فضای نقد در کلاس : هیچ گاه در برخورد با اندیشه های مخالف ٬ مطلق گرا نبود . همواره در کنار استدلال و منطق قوی برای طرف مقابل و دیگران جای اظهار نظر و نقد باقی می گذاشت .

7 – مطالعه قبل از تدریس : هیچ وقت بدون مطالعه تدریس نمی کردند . حتی یکبار استاد وارد کلاس شده و به دانشجویان می گوید : " درس ٬ فردا برگزار می شود ٬ فراموش کردم یادداشت هایی را که تهیّه کرده بودم بیاورم . "

8 – نوآوری در کلمات و تعابیر : این شیوه ی استاد باعث جلب توجه و گیرایی درس می شد . انتخاب موضوعات و نحوه ی پرداختن به موضوع در سبک استاد جدید بود .

9 – طرح سیر تاریخی مثبت : ایشان معمولا قبل از ورود در اصل درس ٬ یک مقدمه ی تاریخی بیان می کردند . بیان ریشه ٬ سابقه و سیر تحول یک مفهوم سبب می شد  که شاگرد تصور نکند این مبحث مانند قارچی از زمین بدون سابقه سبز شده است ٬ بلکه بفهمد  که در طول روزگاران این بحث چه سرنوشت و سرگذشتی داشته است . مقاله ی ‹‹ واقعیت هستی ›› در کتاب ‹‹ اصول و فلسفه و روش رئالیسم ›› نمونه ی گرانبهایی از این دست است .

10 – یادآوری مطالب قبل : از جمله خصوصیاتی که استاد به آن مقید بودند یادآوری مطالب عمده و اصلی بحثی بود که در درس قبل کاملا مطرح شده بود و این خود باعث ارتباط مطالب و بهره دهی بیشتر درس ایشان می شد .

اگر تاریخ معلمی با نام یک سلسله از شیفتگان وشیدایان توأم باشد ٬ بی شک شهید مطهری یکی از برترین های این مکتب است که با پیروی از الگوهای صحیح تدریس توانسته بود شاگردان بسیاری را پیرو و مطیع خود ساخته و از بوستان علم و دانش خود سیراب سازد .

این روش ها ٬ الگو و مرجع معتبری است برای تمام معلمین در همه ی زمان ها تا خود را در راه رسیدن به معلمی نمونه ٬ مجهز نمایند .

نگارش در تاريخ ۳٠ اردیبهشت ۱۳۸٩ توسط شاهدخت ارشدی

   فرقی نمی کند،

    یک برکه ی کوچک باشی

یا دریایی بیکران،

          اگر زلال باشی،

 آسمان درتو پیدا میشود.

 

ظرفیت بشر ( برکه یا دریا ) موهبتی است الهی و آسمان نمادی از تمام نعمتها و رحمت های بیکران خداوند به انسان ها .

                                     

بیایید روشهایی برای زلال شدن و زلال ماندن پیدا کنیم .

                  

در مدرسه رودهای زلالی از امید و انتظار جاری است که می توانند ، هر برکه ای را تا حد دریا شدن وسعت دهند .

                                     

به امید دریا شدن و دریایی زیستن .

 

 

 مجله ی رشد ، دوره ی دوازدهم ، آبان ماه ۱۳۸۵

نگارش در تاريخ ٢٥ اردیبهشت ۱۳۸٩ توسط شاهدخت ارشدی

با تکیه بر مهر خدا برای آسمانی شدن هیچ وقت دیر نیست .

 برای یافتن آنچه همیشه آرزومند آن هستی ، هیچ وقت دیر نیست .

اما نخست باید خود را دریابی و بشناسی و طلب از خود ر ا، جایگزین درخواست از بیگانه کنی .

لحظه ای آرام گیر و دریاب که در زندگی به راستی به دنبال چه هستی و چه چیز تو را به طرف هدف نهایی ات هدایت می کند .

از خود بپرس در این سفر باید با چه کسانی همراه باشم ؟ آیا می توانم همسفرانم را خودم انتخاب کنم ؟ آیا باید مبارزه کنم ؟ آیا می توانم بدون فشار و اسارتی راهم را ادامه دهم ؟ و ...

همه ی سوالاتی را که از درون خود می کنی ، صادقانه پاسخ بده و آنها را بر روی یک برگه ی سپید بنویس .

بنویس که دوست داری رشد کنی یا فقط مایلی زنده باشی .

خود را صدا کن ، از درون با خود بی پروا و شفاف سخن بگو ، و سپس آرام بگیر ، تا ببینی که جهت نگاه تو اشتباه بوده است .

همیشه به بیرون نگریستی و به دنبال مقصری جز خود گشتن ; مهم ترین بینشی است که تو باید باور کنی .

تو بازتاب هر فکر و احساسی را که نسبت به پیرامون خود داری ، در زندگی خود مشاهده خواهی کرد .

قانون بازگشت الهی در همه ی احوال در پیرامون تو وجود دارد ; مطمئن باش اگر نگاه خود را عوض نکنی ، این قانون با متخلفان معنویت برخوردی جدی خواهد کرد .

پس خودت را بشناس و بینش خود را در زندگی روزانه ات که پر از حرص ، خشم ، حسادت ، کینه ، قضاوت نابجا ، ستم و نامهربانی است تغییر بده .

وقتی بدانی که هستی و چه می خواهی و با عوض کردن راه خود ، در مسیر زندگی با انرژی جدیدی مواجه خواهی شد و این همان چیزی است که تو سالیان سال به دنبال آن بوده ای و برای به دست آوردنش به هر دری کوبیده ای .

این موهبتی است که واقعییت دارد ، و هر یک از ما می توانیم با توکل کامل به خدا راهی را که گم کرده بودیم ، باز شناسیم و با آرامش و سرور حمایت و هدایت خدا را تجربه کنیم .

سعی کن هر روز بیش از روز پیش با خرد لایتناهی ارتباط برقرار کنی و کیفیت والای این تجربه را دریابی و مطمئن باش که درسهای زندگی اتفاقی نیست ، بلکه هر رویدادی به سبب این پیش آمده که تو چیزی را بیاموزی ; پس با تکیه بر مهر و بخشش خدا زندگی خود را سرشار از رویدادهای الهی کن .

عشق را احساس کن و خواهان راهنمایی الهی باش و با احساس حضور خدا در همه ی امور زندگی ات ، ترس ها و نگرانی ها را در حال رفتن ، و خیر و برکت را در حال پدیدار شدن در زندگیات ببین .

دست از جنگیدن بردار ، از دیگران تقلید نکن داوری را به خدا بسپار و متوجه باش که قانون الهی در همه ی احوال از تو و منافعت حمایت خواهد کرد ; بنابراین آزاد و رها با احساس به اینکه خرد الهی راه ها و چاره های حکیمانه اش را در یاری به تو همراه خواهد کرد ، آنچه را که آرزومندی بیافرین و خود را غرق در سعادت و آگاهی معنوی ببین .

اکنون زمان آن فرا رسیده که بدانی برای یافتن آن چه که همیشه آرزومند آن بوده ای ، هیچ وقت دیر نیست .

 

 

منبع : آناهیتا مافی ، دو هفته نامه ی موفقیت ، سال هشتم ، شماره ی 91  

نگارش در تاريخ ٢٢ اردیبهشت ۱۳۸٩ توسط شاهدخت ارشدی

درس معلم ار بود زمزمه محبتی   جمعه به مکتب آورد طفل گریز پای را

انسان ، تنها در پرتو تربیت صحیح است که به ‏عنوان موجودی هدفمند و اندیشه ورز به اهداف و آرمانهای خود دست یازیده و قلّه رفیع سعادتِ مطلوب خویش را فتح مینماید ؛ و در این میان عشق ، و نشانه های مربوط به آن از چنان اهمیتی برخوردار است که بدون آن ذخایر و گنجینه های نهفته ی آدمی ظاهر و آشکار نمی شود .

اگر بخواهیم تعلیم و تربیتی صورت بگیرد و استعدادی در جهت مطلوب به فعلیت برسد ناچار باید از شگرد هایی چون محبت بهره گرفت . چرا که اگر انسان چیزی در سایه محبت فرا بگیرد به هیچ عنوان فراموش نمی کند . مسئله ی تعلیم و تربیت مسئله ی ساده ای نیست که بتوان به راحتی آن را به افراد القا کرد . گاهی وقتها رفتار ناشیانه ی ما معلمین باعث ایجاد خراش ساده و کوچک در روح لطیف دانش آموزان می شود که به این سادگی بر طرف نمی شود و اگر از ابزاری مانند محبت  کمک گرفته نشود شاید همان خراش کوچک به زخمی عمیق مبدل شود که گاه از خانواده و دوستان فرا تر می رود و جامعه را هم در بر می گیرد . آن وقت دیگر پانسمان ها ی معمولی جواب نمی دهد و باید به عمل جراحی روی آورد که تازه معلوم نیست زخم آن التیام پیدا کند . اغلب افرادی که به بزهکاری رو می آورند ، افرادی هستند که در زندگی از نعمت محبت محروم بوده اند و از محیط خانواده و آموزشگاه طرد شده و به بیراهه رفته اند . در مدارس کنونی کشورمان هم اگر توجه کنیم می بینیم که ما فقط حافظه ی بچه ها را تقویت می کنیم در حالی که باید بیشتر به فکر تقویت رفتار مثبت در آنها باشیم .

تربیت واقعی و صحیح با یک کلمه که همان " عشق " است آغاز می شود .  عشق و نشانه های مربوط به آن از چنان اهمیتی برخوردار است که بدون ذخایر و گنجینه های نهفته ی آدمی ظاهر و آشکار نمی شود . " محبت " و " مهرورزی " در زندگی همه ی ما به خصوص کودکان و نوجوانان نقش اساسی دارد . محبت ، قانونی است که سلامت و سعادت و شادمانی و هماهنگی و همه گونه کامیابی را برای آدمی به ارمغان می آورد ؛  به شرط آنکه بدانیم چگونه و به چه اندازه از این اکسیر حیات استفاده شود ؛ تا از افراط و تفریط که هر یک عوارض نامطلوبی درتربیت دارند ؛ پیش گیری شود . اگر کسی احساس کند که دردل و قلب دیگری جای دارد ،  به راحتی نمی تواند از او دل بکند و آنچه بیش از همه انسانها را به یکدیگر پیوند می زند همین جایگاه ها است . پیوندی قوی تر از محبت نمی تواند انسانها را به یکدیگر نزدیک سازد . پیوند ناشی از محبت ،  پیوندی است که به سادگی گسسته نمی شود .

هر چه پیوند عاطفی بین مربی و متربی محکم تر باشد ،  صداقت و یکرنگی و صفای بیشتری بین آنها رواج خواهد یافت و نادرستی و ناراستی و تقلب کمتری دربین آنها مشاهده خواهد شد .معلم واقعی کسی است که محبت فراگیران را به صورت عمیق در دل داشته باشد و آنان را همچون فرزندان خود دوست بدارد .  بسیاری از رفتارهای ناهنجار فراگیران را که معلول شرایط نامساعد خانواده و یا اطرافیان اوست با محبت و صبر و حوصله می توان درمان کرد . معلم باید با صبر و حوصله به سراغ او رود و بی آنکه محبت او شکل ترحم به خود بگیرد می تواند قلب او را تسخیر کرده و با نیروی معجزه آسای مهر و محبت بیماری روحی و روانی او را درمان کند . در دنیا هیچ چیز جز محبت ، راه هموار نمی کند . مگر می شود بدون آنکه دوست داشت ،آموزش دادو تربیت کرد ؟

حضرت علی (ع) عازم یمن بود که پیامبر بزرگوار به او فرمودند : " اگر به وسیله ی تو خداوند فردی را هدایت کند ، ارزش این کار از کره ی خاکی که آفتاب برآن می تابد ، بیشتر است ."

همچنین شکسپیر میگوید : "معتقدم که سرنوشت انسان را تنها محبت معلوم میکند و بس ."

من به این گفته اعتقاد دارم ؛  چرا که با محبت کردن به دانش آموز می توان عزت نفس را در او بالا برد ، و او را واقع بین و خوشبین بار آورد و این عزت نفس برای او مانند زرهی است که وی را در مقابل چالش های زندگی محافظت می کند . و این معلمان و مدیران و ... هستند که باید این مهم را انجام دهند چرا که بیشترین دقایق زندگی بچه ها در مدرسه سپری می شود .

گرچه راهیست پر از بیم ز ما تا برِ دوست   رفتن آسان بود ار واقف منزل باشی

در پایان از الله تعالی مسئلت دارم به همه ما توفیق دهد تا در  ایجاد آمادگی ذهنی و روانی و نگرشی مثبت و مولد در یکایک دانش آموزان ـ که مطلوب ترین بستر و انگیزه ی تلاش برای پدیدآیی رفتارهای متعالی است ـ هر چه بیشتر کوشا و موفق باشیم .    انشاالله.

       


ادامه مطلب...

آن کیست که هم چون پیامبران عظام صلوات الله علیهم اجمعین رسالتش تکمیل مکارم اخلاق‏, تعلیم و تربیت و هدایت انسان­ ها به سوی فلاح و کمال است و در بین همه­ ی قشرها از بالاترین جایگاه و والاترین منزلت معنوی و اجتماعی برخوردار می­ باشد و در یک کلام ، آرزوی همه , همانند او شدن است ؟

آری ، او برگزیده ­ای از فرزانگان جامعه است که با درک عمیق از مسئولیّت­ ها و رسالت ­ها، خود را به زیور علم و اخلاق آراسته ، با بهره­مندی از بالاترین دانش تخصصی و اشراف بر اصول و مبانی روان شناختی و تعلیم و تربیت و مسلح شدن به مؤثرترین روش ­های انتقال پیام ، با آرامش و احساس با شکوه خود ارزشمندی و با یک دنیا تعهد پیامبرانه ، جامه­ ی مقدس « معلمی » بر تن کرده است.

آری معلم ، همان دریای عظیم است که در قطره ­ای پنهان شده و جهان پهناوری است که در جثه و هیکل انسانی نمودار گشته است. در عظمت جایگاه معلم ، همین بس که در ایفای وظیفه ، همکار انبیاء و پیغمبران و برگزیدگان خدای تعالی است. در کلمه معلم ، خیرخواهی و هدایت خالی از عنف و زورگویی آمده است .

حضرت رسول اکرم (ص) به اصحاب خود می­فرمودند :

 « کونوا معلمین » و  « علموا و لا تعنفوا فان المعلم خیر من  المعنف » و « علموا و سیروا و لا تعسروا ».

 

نگارش در تاريخ ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸٩ توسط شاهدخت ارشدی

 

 نامه آبراهام لینکن به آموزگار پسرش

 * او باید بداند که همه مردم عادل و صادق نیستند ، اما به پسرم بیاموزید که به ازای هر شیاد ، انسان صدیقی هم وجود دارد . به او بیاموزید به ازای هر سیاستمدار خودخواه ، رهبر جوانمردی هم یافت می‌شود . به او بیاموزید که در ازای هر دشمن ، دوستی هم هست .

* می‌دانم که وقت می‌گیرد اما به او بیاموزید اگر با کار و زحمت خویش یک دلار کاسبی کند بهتر از آن است که جایی روی زمین پنج دلار بیابد . به او بیاموزید که از باختن پند بگیرد و از پیروز شدن لذت ببرد . او را از غبطه خوردن برحذر دارید . به او نقش و تأثیر مهم خندیدن را یاد‌آور شوید .

* اگر می‌توانید به او نقش مؤثر کتاب در زندگی را آموزش دهید . به او بگویید تعمق کند ، به پرندگان در حال پرواز در دل آسمان دقیق شود . به گل‌های درون باغچه و به زنبورها که در هوا پرواز می‌کنند ، دقیق شود .

* به پسرم بیاموزید که در مدرسه بهتر این است مردود شود اما با تقلب به قبولی نرسد . به پسرم یاد بدهید با ملایم‌ها ، ملایم و با گردن‌کش‌ها ، گردن‌کش باشد . به او بگویید به عقایدش ایمان داشته باشد حتی اگر همه بر خلاف او حرف بزنند .

* به پسرم یاد بدهید که همه حرف‌ها را بشنود و سخنی را که به نظرش درست می‌رسد انتخاب کند .
* ارزش‌های زندگی را به پسرم آموزش دهید
.
* اگر می‌توانید به پسرم
یاد بدهید که در اوج اندوه تبسم کند . به او بیاموزید که از اشک ریختن خجالت نکشد
.
* به او بیاموزید که می‌تواند برای فکر شعورش مبلغی تعیین کند ، اما قیمت
گذاری برای دل بی‌معناست
!

* به او بگویید که تسلیم هیاهو نشود و اگر خود را بر حق می‌داند پای سخنش بایستد و با تمام قوا بجنگد.
* در کار تدریس با پسرم ملایمت به خرج دهید ، اما از او یک نازپرورده نسازید . بگذارید که او شجاع باشد ، به او بیاموزید که به مردم اعتقاد داشته باشد .

 

 متن بالا ترجمه نامه آبراهام لینکن – رئیس جمهور امریکا- به معلم فرزندش می باشد.

 

 

نگارش در تاريخ ۱٤ اردیبهشت ۱۳۸٩ توسط شاهدخت ارشدی

                                                 

بهترین درسهایی که از بهترین معلمان زندگیم آموختم .

                                        

 

- آموختم که نباید خودم را با بهترین کارهایی که دیگران می توانند انجام دهند مقایسه کنم ٬ بلکه خودم را با بهترین کارهایی که خودم میتوانم انجام دهم مقایسه کنم .

- آموختم که آنچه اتفاق می افتد چندان مهم نیست ٬ مهم کاری است که هنگام رو به رو شدن با آن اتفاق انجام می دهم .

- آموختم که زمان زیادی لازم است تا من به آن شخصی تبدیل شوم که آرزویش را دارم .

- آموختم که همیشه باید به افرادی که دوستشان دارم ٬ عشق بورزم ; چرا که شاید امروز آخرین باری باشد که آنها را ملاقات میکنم .

- آموختم که درست در زمانی که فکر می کنم دیگر قادر به ادامه دادن نیستم ٬ میتوانم راه های زیادی را برای رسیدن به هدفم امتحان کنم .

- آموختم که ما در برابر کارهایی که انجام می دهیم مسئول هستیم .

- آموختم که یا من رفتارهایم را کنترل می کنم یا رفتارهایم مرا کنترل می کنند .

- آموختم که انسانهای قهرمان ٬ کسانی هستند که وقتی نیاز به انجام کاری باشد ٬ بدون توجه به نتیجه ی آن تمام سعیشان را می کنند .

- آموختم که من به همراه بهترین دوستم ٬ می توانیم هر کاری انجام دهیم یا هیچ کاری انجام ندهیم . ولی بهترین زمان را داشته باشیم .

- آموختم که گاهی اوقات از کسانی که انتظار دارم در هنگام شکست مرا یاری کنند ٬ سخت ترین ضربه را خواهم خورد .

- آموختم که گاهی اوقات حق دارم عصبانی شوم ٬ اما این حق را ندارم که ظالم و ستم کار باشم .

       

               

معجزه ی الفبا  (به یاد روز معلم )

 

می آموزیم زندگی را از سر سطر بنویسیم .

می آموزیم بی اعتنا به سیاهی ها ٬ سپید ترین آرزوهامان را ٬ در ذهن جهان حک کنیم ؛ و در هیاهوی کودکی ٬ آینده ی ناپیدای خویش را در کلماتی که تو هر روز برایمان می آوری بجوییم .

دستهایت پیامبران روشنی و عشق اند ؛ که در هر چرخشی معجزه ی کلمات را می نمایانند و کلید دروازه های دانش را نشانمان می دهند .تو در مرز سپیدی جهان ایستاده ای ٬ و کلمات به فرمان تو دیوارهای بلند کدورت و جهل را فرو می ریزند ٬ و بدین سان جهان هر روز جذاب تر از گذشته خواهد شد .

نیمکت ها تصویر جوانیت را از بین برده اند ٬ و آنقدر سپید شده ای که چیزی از شب سیاه موهایت باقی نیست . اما هر بار که آخرین زنگ کلاس را ترک می کنی ٬ گلهای معطری در نگاه شاگردانت شکفته است که بهاری دلچسب و چشم نواز را بشارت می دهد .

اگر تو نبودی کدام رنگین کمان پاییزمان را به بهار پل می بست ٬ و کدام ابر مهربان تاریکی را از چشم هایمان می شست ٬ و کدام باران دلهای بازیگوشمان را برای حقایق عالم مهیا می ساخت ؟

 

ای پیامبر آگاهی ! ما در تکریم نامت بی بضاعت ؛ بر ما مگیر ٬ و همچنان ٬ در روشنترین سمت حیات ٬ جاودانه باش !

 

سید ضیاﺀ الدین شفیعی ٬ گزیده ی ادبیات معاصر ٬ صفحه ی 59 .

درباره وبلاگ

کارشناس زیست شناسی( علوم جانوری). دبیر درس علوم تجربی آموزشگاه های 15 خرداد و نور. ناحیه ی یک آموزش و پرورش استان کرمانشاه.طراحی این وبلاگ را با هدف تبریک روز معلم به معلمان،اساتید و همکاران عزیزم،شرکت در مسابقه ی اندیشه ی مطهر،آشنایی با شهید مطهری و بیان نقش سازنده ی معلمان عزیز انجام دادم.امیدوارم بتوانم ذره ای از دریای بیکران مهر اساتید خود را انعکاس دهم.
موضوعات
آخرين مطالب
آرشيو مطالب
نويسنده
صفحات جانبي

فرقی نمی کند ، یک برکه ی کوچک باشی یا دریایی بیکران ، اگر زلال باشی ، آسمان در تو پیدا می شود . به امید دریا شدن و در یایی زیستن . انشا الله

پيوند ها

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

قالب وبلاگ